تاريخ : دوشنبه یکم اسفند 1390
دل داده ام برباد، برهرچه باداباد
مجنون ترازلیلی، شیرین ترازفرهاد
ای عشق ،ازآتش اصل ونصب داری
ازتیره ی دودی، ازدودمان باد
آب ازتوطوفان شد٬خاک ازتوخاکستر
ازبوی تو، آتش درجان باد افتاد
هرقصربی شیرین ،چون بیستون ویران
هرکوه بی فرهاد، کاهی به دست باد
هفتادپشت ما ازنسل غم بودند
ارث پدر مارا اندوه مادر زاد
از خاک ما درباد بوی تو می آید
تنها تو می مانی ما می رویم از یاد...